تبليغاتX
من فقط سیب را چیدم!
... ولا تقربا هذه الشجره... ۳۵/بقره

جمعه ها

بي تو

تعطیلند!




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 21 آبان1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

سالهاست

جوجه ها را

آخر پاييز مي شمرند

امـا اين بار

بهاري در راه است

سبز

با پرستوهايي بيشمار!




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 21 آبان1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

 

باز هم من از بهشتت سيــب مي چينـــم اگــر

تو مرا صد بار ديگر هم ز در بيرون كني؟!




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

اينجا

كرمی شبتاب

بي تاب توست

ماه من!




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

آهوانه آمده ام

تا

ضامنم شوي!




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 7 آبان1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

 

يك آسمان ستاره نشسته به خـــاك تو

خورشيد خوشه ايست زانگور تاك تو

صد پيرهن،ستاره وخورشيد مي درند

اي ماه من! به بوي گـــريبان چـاك تو




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 15 مهر1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

اي ماه من كه ماه شده سينه ريز تو

صـــد آسمان ستاره شده سنگريز تو

لختي بخند تا گل خورشيــــد بشكفد

از پشت ابر زلف و خط مشک بيـــز تو




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 15 مهر1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

نگاه تو

گناه من

يك اختلاف ساده در حرف؟!




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 15 مهر1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

من بوســـه را زلعـــل لب او ربوده ام

آن را به غير لعل لبش پس نمي دهم




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 12 مهر1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

وگفتيم :اي آدم! تو با همسرت در بهشت سكونت كن؛و از نعمتهاي آن از هرجا مي خواهيد گوارا بخوريد

اما نزديك اين درخت نشويد؛كه از ستمگران خواهيد شد. بقره/۳۵

هر چند گفتي كه مشو نزد درخت سيب

امٌا نشاني هاي  باغت  را خودت دادي؟!

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 8 مهر1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

آري

من از ديوار باغ بالا رفتم

و سيب را چيدم!




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 8 مهر1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

بهشت؛

چشيدني است

نه چريدني!




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 6 مهر1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

گفتي مشو نزديك و پیش این درخت سيب

امٌا مگـــــر سيب فريب گــونه ات  بگذاشت




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 6 مهر1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

چندین قار قار

تا پايان بي قراريهای من مانده!

.....
قرارما اين نبود؟!




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 25 شهریور1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

كلاه مترسك پشم نداشت

كلاغی در آن تخم گذاشت؟!




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 25 شهریور1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

مترسكي آبستن شد

آبروي مزرعه رفت؟!




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 25 شهریور1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

قباي بلند پدر بزرگ

بر قامت كوتاه مترسك

"آبروي ده ما را بردند"؟!




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 25 شهریور1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

 

آنقدر صبور بود

كه

سنگ پا هم

از پا افتاد؟!




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 23 شهریور1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

شـــــراب نگاهــــي به خاکــم بريز

كه من کشته ی ناوک و  غمزه ام

----------------------------------------

شراب نگاهت مرا مست كرد

بيا جام جـــم را به جامم بزن




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 23 شهریور1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

از اين ســـراب تا به شــــراب نقطه ها پيمود

هر آنكه مست و خمار سياه چشم تو گشت




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 22 شهریور1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

دلبري و دلربايي شيوه ي چشمان اوست

چشـــم نرگس را بگـــو راه دگر پيدا كنـــد




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 15 شهریور1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

 از نردبان هبوط بالا رفتم

و

از درخت

من فقط سيب را چيدم؟!




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 12 شهریور1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

از رگ گـــــردن به تو نزديك تر

كيست دگر كيست دگر غير من

مـــادر و هم دايه ي دلســوزتر

نيست دگر نيست دگر غيـر من

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 10 شهریور1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

دميده روح خودش را درون تو معشوق

چرا فقط به چراگاه جسم مشغولي؟!




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 29 مرداد1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

براي من

تو هميشه

هنوز،

آخر ماهي!




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 27 مرداد1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

گل آفتابگردان

گل آفتاب ،گردان!




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 27 مرداد1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

او تو را از دل اين خاك به افــلاك کشاند

حيف باشد كه تو در خاك گــــرفتار آیي!




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 26 مرداد1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

تو را براي  خودش آفريد آن معشوق

دريغ باشد اگر محـــو دیگری باشی!




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 26 مرداد1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

 

سر و سرّي است مرا با سر زلف و دهنش

                 كه فقط غنچه ي سربسته ي او مي داند؟!




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 20 مرداد1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::

آنقدر

سر به سرت مي گذارم

تا سر

به سرم بگذاري؟!




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 20 مرداد1388ساعت توسط :: محمدرضا آخوندی ::